طراحی حوض ، آب نما ، حیاط

چگونه خانه قدیمی خود را به یک خانه مدرن و زیبا تبدیل کنیم

طراحی حوض ، آب نما ، شومینه ، باغچه

طراحی حوض ، آب نما ، شومینه ، باغچه

Design Waterfall - pool - yard - garden - patio - cheminees and ... in old house

                  

سلام عرض می کنم خدمت شما سرور گرامی 

داشتن یه خونه نقلی ، ماشین ، شغلی که بتونه مخارج سفرهای خارجی یه زوج عاشق سفر رو تأمین کنه، و و و 

همه اینها برای خیلی ها آرزوست. رویای شیرینی که درصدی از مکالمات روزمره شما و همسرتون رو به خودش اختصاص میده.

گمان می کنم این آرزوها و مطالب برای خیلی ها وجود داشته باشد. 

اما چه کنیم؟ 

چگونه می توان به این خواسته ها و آرزوهای پاک و شیرین رسید؟!

شاید باورش خیلی سخت باشه . . . اینکه ما با خواندن یک کتاب تونستیم خونه و ماشین بخریم.

شاید تکراری باشه . . . اینکه بگیم خواستن ، توانستن است.

ولی در مورد ما صدق می کنه و ما با خوندن یه کتاب و القاء اینکه میتونیم تونستیم.

اسم اون کتاب « کلیات اسرار و رازهای موفقیت » نوشته آقای امید دین پرست بود. خوندنش رو به همه توصیه می کنیم(ای کاش نویسنده این کتاب رو میشناختیم ازش یه پورسانت خوب برای تبلیغ کتابش می گرفتیم!!! :)  )

اولش اینو بگیم که ما اینا رو دقیقاً بعد از متولد شدن دخترمون (گوهرناز) که عکسشو بالا می بینید، بدست آوردیم یعنی به قدوم پر برکتش.خدا رو بی نهایت سپاسگذاریم بواسطه همه نعمتهایی که به ما ارزانی کرد...

با یک نگاه سطحی می توانید ببینید که خانه ای که ما حیاط آن را به شکلی که می بینید در آورده ایم یک خانه کلنگی و در یک کلام کلبه ای ارزان قیمت می باشد. که ما آنرا با فروش یک سواری17 میلیون تومانی و 3 وام 16-7 و 5 میلیون تومانی خریداری کرده ایم.(سال 1390)


خونه ای که شاید به نظر خیلی های دیگه خیلی بی ارزش و به دور از شأنشون باشه....

باید سوخت و ساخت چه کنیم...

ولی از اینکه مجبور نیستی دیگه هر سال بنگاهها رو بگردی و آلبومی از کارتهای رنگارنگ بنگاهها رو بسازی و توش گم بشی واقعاً قصری زیباست...


داشتن جسارت و باور اینکه چقدر صاحب خونه و چیزای دیگه شدن چقدر آسونه مهم ترین گام هست...

باور کنید که شما با گرفتن یه وام و بدهکار شدن گرسنه نمی مونید و تا چشم به هم بزنید می بینید که اقساط وام تموم شدن...(البته با داشتن پشتوانه که همانا خانواده و پدر، مادر ، برادر خواهر و .. . )

هر سال ارزش پول میاد پایین و می بینید که بازپرداخت اقساط چقدر آسونتر میشه....


ما فکر می کردیم تا 5 سال دیگه که قسطهامون تموم بشن باید گرسنه بمونیم، دیگه هیچ چیزی نمی تونیم بخریم و ... ولی درست بعد از 6-7 ماه دوباره صاحب ماشین شدیم البته مدل 83 پژو405 ... ;)

واقعاً خیلی سخته بدهکار بودن . حالا چه به بانک باشه و چه به شخص حتی از نوع نزدیکش ولی چون می گذرد غمی نیست....


و اما کمی از مراحل کار:

ابتدا 2 دامپر آجر دست دوم (چون زیر سازه ها میمونه و دیده نمیشه) و چند کیسه سیمان، پودر سنگ و ماسه آماده کردیم....

تمامی کارهای حیاط توسط خودم و همسرم انجام شده اند. به جز قسمتهای پی وی سی که بوسیله خواهرزاده عزیز و هنرمندم غلام که اونم در یک روز تمومش کرد...

تجربه کارگری و بنایی را از استاد کاشی کار که کف و دیوارهای حمام و دستشویی را کاشی کاری کردند بدست آورده ام. آن هم فقط با نگاه کردن در مدت 2 روز ( شق القمر کردم....)


سنگ های بکار رفته در حیاط از رودخانه سهرین و کوه گاوازنگ توسط خودم و خواهرزاده های عزیزم غلام و فرهاد تهیه شد و هزینه ای نداشت.

دنبال تخته سنگهایی که سرما و گرما باعث متلاشی شدن آنها شده بود گشتیم و سعی کردیم دارای ضخامت مناسب و شبیه به سنگهای فانتزی که متری 50-100 هزار تومان (در سال 1390) بود باشند.


تا می توانستیم از اینترنت عکس شومینه، حوض ، آبنما و ... جستجو کردیم و از هر کدام قطعه ای را الهام گرفتیم و در پایان طراحی واقعاً شانسی و من درآوردی شد که می بینید.

موزائیکهای حیاط اکثراً متلاشی شده بودند ولی زیرساختشان خوب بود. آنها را با کلنگ جدا کردیم... 

برای ساخت سکوها(3 سکو که کار مبل را انجام داده و برای نشستن ساختیم) ابتدا دیواره آنها را بوسیله آجر و ملات ساختیم. و برای پایین آوردن هزینه ساخت، داخل آن را با موزائیکهایی که از حیاط کنده بودیم پر کردیم سپس روی آن را با ملات صاف کردیم و سپس پودر سنگ و سیمان را به شکل آبکی و شل درست کردیم و آن را روی سکوها ریختیم تا سطح صاف بدست آید.

برای ساخت دیواره بیرونی و نمای سکوها ابتدا ملات آماده کردیم و سپس شروع به چیدن پازل کردیم. سنگها را بمانند پازل در کنار هم من نگه می داشتم و خواهر زاده عزیزم فرهاد پشتشان ملات می ریخت. من کمی آنها را نگه می داشتم تا نریزند.به دلیل کمبود تجربه چندین بار سنگها افتادند....بعضی وقتها هم سنگی که به پازل ما بخورد پیدا نمیشد و اذیت می شدیم.چون دستگاه فریز برای برش سنگها نداشتیم و باید سنگهای مناسب را کنار هم قرار میدادیم.


سناریوهای مختلفی برای راحتی سکوها داشتیم مثلاً اینکه بمانند مبلمان از فوم و ابر داخل پارچه چرم استفاده کنیم تا راحت و نرم باشند. ولی در پایان بخاطر هزینه زیاد آن به یک تکه موکت بسنده کردیم.

سپس ساخت شومینه و کباب پز آغاز شد. داخل دیوار یک تاقچه قرار داشت که از آن بعنوان انباری استفاده می کردند و پرده ای را جلوی آن آویزان کرده بودند که واقعاً منظره حیاط را به هم ریخته بود و روی اعصاب ما راه می رفت.

من میز توالت فرفورژه ای که دیگر به درد ما نمیخورد البته فقط قسمت آهنی روی دراورها را، به شکل برعکس داخل تاقچه قرار دادم و پس از ساخت کامل شومینه میله های کناری آن را با دستگاه فریز که مجبور شدیم قرض کنیم بریدم .

برای ساخت قوص داخل شومینه تکه ای از پی وی سی را که تقریباً سفت بود بشکل نیم دایره خم کردم و درون تاقچه قرار دادم و شروع کردیم به چیدن آجر روی آن یک آجر و سپس ملات .

تجربه خیلی گذانقدری بود. به ردیف سوم که رسیدیم آجرهای پایینی شل شده و از ملات جدا میشدند. به پیشنهاد فرهاد آنها را با گچ که زودتر سفت میشد. محکم کردیم و تا آخر قوص را آماده کردیم. سپس بر روی آن 3 قطعه موزائیک چیدیم و سپس با ملات روی آن را پر کردیم و باربیکیو یا کباب پز را روی آن آماده کردیم. برای اینکه میله فرفورژه دیده نشودم سنگهای ریزی که از رودخانه آورده بودیم را بوسیله سیمان و پودرسنگ به دیواره میله چسباندیم. همین طور دیواره آن را بمانند دیواره سکوها پوشاندیم. البته پازل سختی بود.به دلیل نبود امکانات درست بمانند خامه یا ماستی که با یک تکه نان بربری!!! بر میداریم. ملات را با سنگ بر میداشتم و به دیواره ها میچسباندم.دقایقی صبر می کردم تا سفت شود و ردیف بعد را آماده می کردم حتی مجبور شدم برخی از آنها را یک روز بعد بچسبانم تا ردیف زیرسفت شود.


و اما حوض و آبنما:

داخل حیاط باغچه مستطیل شکلی بود که من آن را خراب کردم البته احتمالاً قبلا حوض بوده چون دیواره های بتنی داشت و من به سختی آنها را کندم.

اینکه حوض چه شکلی شود خیلی اذیتم کرد ولی در پایان به شکل نا متقارنی که می بینید درآمد.

گودال بزرگی شد. آنرا لگد کوب کردم و سپس ابتدا ملات درست کردم و به کف گودال ریختم و آجر روی آن چیدم دوباره ملات ریختم و موزائیک های سالم تر را به شکل کف پوش روی آن چیدم سپس شروع به چیدن دیواره های حوض کردم و سطح آن را با ملات سیمان کردم.

آبنما:

چندین ردیف آجر بشکل نیم دایره کنار دیوار چیدم تا آبنمایی آماده کنم. سپس یک ردیف هم با فاصله دور این نیم دایره زدم (دو ردیف آجر) میخواستم بینشون خالی باشه و یک حوض به شکل هلال در بیارم چون فاصله کم شد پرش کردم و به شکلی که می بینید عوضش دو تا حوض کوچولو در آوردم که از اونها آب بریزه داخل حوض اصلی و بزرگ.


عایق کاری حوض و آبنما:

ترس از اینکه مبادا به دیوار و خونه نم پس بدن باعث شد تا نزدیک به 6-7 متر ایزوگام بگیرم و دیواره حوض و آبنما رو عایق کاری بکنم که اون هم به دلیل نبود تجربه باعث شد پوست دستم قیر بریزه و تقریباً شدید سوخت. ): اونم بخاطر اینکه دستمال خیس نداشتم که بر روی ایزوگام بکشم و دستمالم خشک بود.

از روی ایزوگام دوباره نمای سنگ رو کار کردم و مطمئن شدم که دیگه نم پس نمیده. همین طور هم شد و واقعاً یک ذره هم نم پس نمیده.

سختی این قسمت این بود که سنگ روی ایزوگام لیز میخورد . برای حل مشکل طور مرغی سیمی گرفتم و روی ایزوگام کشیدم تا ملات و سنگها کاملاً به دیواره حوض و آبنما بچسبد. عالی شد...


حالا موند کناره های حوض و باغچه البته باغچه رو هم مثل حوض دیواره براش ساختم و وسطش خاک ریختم خیلی ساده تر از حوض بود.

کناره های حوض و باغچه مونده بودم چیکار بکنم که همونطوری که می بینید از سنگهای رودخانه استفاده کردم و ملات را ریختم و سنگها رو با دست روش چسبوندم و بد نشد.

بالای آبنما هم تکه باریکی از ایزوگام رو برداشتم و به شکل هلالی نگه داشتم و فرهاد ملات میریخت و من چند دقیقه نگه میداشتم تا ملات سفت تر بشه و نریزه و اون حوضچه کوچیک بالای آبنما رو ساختیم.


لابلای سنگها رو با ملات مخطوط از پودر سنگ و سیمان و آب، به اصطلاح بند کشی کردم با یک قاشق اینکار رو کردم و گاهی هم با دست خالی که باعث شد انگشتهای دستم پوستش صاف بشه و تا چند وقت اداره میرفتم دستگاه ثبت ورود و خروج اثر انگشتم رو نمیشناخت و اذیت شدم....

میخواستم کف حیاط رو آجرنمای قدیمی کار کنم یا سرامیک بزنم که مثل داخل خونه بشه چون سقف حیاط رو فایبر گلاس کشیدم و برف و بارون داخلش نمیریزه.

ولی آخرش ملات مخلوط پودر سنگ یک پیمانه سیمان 4 پیمانه و آب هم به اندازه ای که کاملاً آبکی بشه ریختم و اون رو با سطل و تشت از یک گوشه حیاط روی زمین میریختم و شل بودنش باعث میشد که خودش کاملاً صاف بشه و نیازی به صافکاری نداشته باشه.

هر روز آب بهشون دادم تا کاملاً سفت بشن. هم آجرها رو هم قسمتهای سیمانی رو.(از تجربیات فرهاد که عمران خونده)...

قسمت مشکلش پاک کردن سنگها و نما از سیمان و کثیفی بود که این کار رو با مته ای که قرض گرفتیم و سرش یک برس سیمی گرد وصل کردیم انجام دادیم ولی باز هم نما خیلی مات و کثیف بود و جلوه خوبی نداشت.

اون رو هم با خلاقیت و نقاشی توسط 2 قوطی روغن جلا حلش کردیم و خیلی جلوه زیبایی پیدا کرد.

مهم ترین قسمتش که فراموش کردم بگم لوله کشی آبنما و نصب پمپ آب بود.

که قبل از ایزوگام و نمای سنگ حوض و آبنما بود:

لوله پی وی سی رو توسط یک لوله کش اون هم فقط به خاطر اتصالات لوله نه چیز دیگه. انجام دادم.

یک سر لوله از داخل حوض توسط یک زانو به شکلی که بعد از نما فقط نوک لوله از سنگ بیرون اومده بود جاسازی کردم و لوله از کنار دیواره حوض بالا اومد و از عمق 5-6 سانتی متری زمین به نزدیکی آبنما رفت اونجا لوله رو با دو زانوی 90 درجه به ورودی پمپ آب وصل کردم.( که از آن برای کشیدن آب از داخل چاه در روستاها و تخلیه آب استخرها استفاده می کنند و در ابزار و یراق فروشیها به قیمت 35-100 هزارتومان (در سال 1390) موجود بود.) سپس از خروجی پمپ آب با یک زانوی 45 درجه با لوله ای بطول تقریباً یک متر به بالای آبنما رساندم و باز با 45 درجه دیگری به یک لوله نیم متری که سر آن را مسدود کردم چسباندیم و در بدنه این لوله نیم متری سوراخهایی را ایجاد کردم که پس از روشن شدن پمپ آب از داخل حوض به بالای آبنما منتقل می شود. روی این لوله نیم متری را با ماسه شسته و سنگ ریزه پوشاندم و به شکل چشم آبی زیبا ظاهر می شود و آب به گردش در می آید....


رنگ آمیزی دیوارها: هم انتخاب رنگ و هم اغلب رنگ آمیزی توسط همسرم انجام شد و من هم قسمتهای بالاتر را رنگ آمیزی کردم.

برای روشنایی حیاط 3 چراغ بر روی دیوارها تعبیه شد. و همچنین دو سنگ نمک بزرگ را تهیه کردیم که این سنگها را آقا غلام با مته مخصوصی که داشت به شکل استوانه ای تقریباً 6-7 سانتی متری سوراخ کرد و 2 لامپ کم مصرف ال ای دی درون آن قرار دادیم و برق آن هم توسط کابلی از پمپ آب تأمین میشود که با روشن کردن پمپ ای ای دی ها هم یکی به رنگ سبز و دیگری به رنگ مهتابی و مخصوصاً در شب جلوه می کند و شکل رویایی به حیاط و باغچه و حوض میدهد....

لازم به ذکر است که کف حوض و آبنما را هم بمانند روی سکوها و کف حیاط با مخلوط پودر سنگ و سیمان و آب که به شکل آبکی بود ریختم و صاف کردم . سپس بر روی سکوها و داخل حوض و آبنما ترکیبی از دو رنگ سبز روغنی نقاشی کردم و دیواره ها را هم با روغن جلا نقاشی کردم...

در پایان با آرزوی شادی و موفقیت برای شما تمنا دارم در صورت قابل دانستن اینجانب و نیاز به مشورت و راهنمایی و یا ارائه پیشنهادات و انتقاد سازنده میتوانید در قسمت درج نظر اعلام بفرمائید و در صورت ارائه آدرس ایمیل خود اینجانب تا حد امکان با شما در تماس باشم. متشکرم


















آدرس : ایران - زنجان

Address : Iran - zanjan (zandjan)


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391ساعت 10:32  توسط اصغر شریفی  |